حواشی ماراتن کیش ۱۴۰۴

در طول سال‌هایی که ماراتن کیش برگزار شده، تنها یک‌بار تجربه حضور در این رویداد ورزشی همگانی را داشته‌ام؛ آن هم سال گذشته، در ماراتن کیش ۱۴۰۳ که یکی از بهترین و به‌یادماندنی‌ترین تجربه‌ها و خاطرات زندگی من به شمار می‌رود. تجربه کامل آن رویداد را پیش‌تر در مطلبی جداگانه درباره ماراتن کیش نوشته‌ام.

امسال اما به دلیل مشکلاتی که برای سلامتی‌ام پیش آمد، از تمرین و حضور در برنامه ماراتن کیش و سایر رویدادهای ورزشی بازماندم. مسابقات را صرفاً از طریق صفحه گوشی دنبال می‌کردم و از دیدن تصاویر و فضای آن لذت می‌بردم. با این حال، در کمال تعجب و ناباوری، امسال حواشی و اتفاقات زیادی پیرامون این رویداد شکل گرفت؛ حواشی‌ای که شنیدن و خواندن بسیاری از آن‌ها باعث می‌شد از شدت تعجب چشم‌هایم از حدقه بیرون بزند.

به‌عنوان کسی که تجربه حضور در این ماراتن را داشته است، بخش عمده‌ای از این حواشی را حاصل بی‌تجربگی، ناآگاهی، هیجان‌زدگی، نبود اطلاعات کافی، فضاسازی رسانه‌ای و حتی پروپاگاندا می‌دانم. معمولاً وقتی اکثریتی به‌طور هم‌زمان درباره موضوعی خاص شروع به گفت‌وگو می‌کنند، بعید نیست افرادی در تلاش باشند از این فضای ملتهب، استفاده‌های خاص خود را انجام دهند.

بگذریم؛ در ادامه به برخی از عجیب‌ترین حواشی ماراتن کیش می‌پردازم.

به همه مدال دادند

مدال ماراتن کیش

یکی از پرتکرارترین ادعاها در شبکه‌های اجتماعی همین موضوع بود. در حالی که با کمتر از چند دقیقه جست‌وجو در فضای وب می‌توان فهمید که دو ماراتن یک ورزش همگانی است؛ نه‌تنها در ایران، بلکه در سراسر جهان. در این رویداد، همه شرکت‌کنندگان در صورت عبور از خط پایان در بازه زمانی تعیین‌شده، مدال دریافت می‌کنند.

ماراتن در کنار جنبه رقابتی، بیش از هر چیز رقابت هر فرد با خودش است؛ چالشی برای عبور از مرزها و محدودیت‌های ذهنی. با این حال، برخی بدون آگاهی از ماهیت این ورزش، شروع به تمسخر کردند. جالب آن‌که بسیاری از همین افراد، شاید حتی تجربه دویدن یک کیلومتر را هم نداشته باشند، اما ۱۵ کیلومتر دویدن را به سخره می‌گیرند.

همه بلاگر بودند

ماراتن کیش حواشی

حضور حدود ۵ هزار دونده به همراه خانواده‌ها و همراهان‌شان، طبیعتاً فضای شبکه‌های اجتماعی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بسیاری از شرکت‌کنندگان دوست دارند به‌عنوان یادگاری، عکسی با مدال خود در صفحه شخصی‌شان منتشر کنند؛ خواه برای ثبت خاطره، خواه برای اشتراک‌گذاری یک تجربه شخصی.

انتشار چنین تصاویری لزوماً به معنای بلاگر بودن، خودنمایی یا نمایش‌گری نیست. روزانه هزاران نفر از مصرف سیگار، مشروبات الکلی یا حتی جزئی‌ترین مسائل شخصی خود محتوا منتشر می‌کنند و واکنشی برنمی‌انگیزد، اما صحبت درباره حضور در یک رویداد سالم و ورزشی ناگهان «پُز دادن» تلقی می‌شود؟

خود من نیز سال گذشته، با صفحه‌ای شخصی و کمتر از ۲۰۰ دنبال‌کننده که همگی دوستان و آشنایانم هستند، چند عکس از تجربه‌ام منتشر کردم. این نه خودشیفتگی است، نه بلاگری و نه هیچ‌کدام از برچسب‌هایی که برای دامن زدن به حواشی استفاده می‌شود.

همه برای پُز دادن آمده بودند

ماراتن

رویدادی همگانی، ورزشی و مرتبط با سلامت که هزاران نفر را کنار هم جمع می‌کند تا در مسافت‌های ۱۵ و ۴۲ کیلومتر بدوند و خاطره بسازند، به‌سختی می‌تواند مصداق پُز دادن باشد. تنها آماده شدن برای دویدن ۱۵ کیلومتر، نیازمند ماه‌ها تمرین، برنامه منظم، باشگاه رفتن و رعایت اصول تغذیه است.

به‌عنوان کسی که تجربه حضور در ماراتن سال گذشته را دارد، با اطمینان می‌گویم بدون تمرین، مربی و برنامه‌ریزی اصولی، امکان آمادگی برای چنین مسافتی وجود ندارد. اگر قرار است دویدن، ماراتن و انتخاب سبک زندگی سالم «پُز دادن» محسوب شود، من شخصاً همین پُز دادن را انتخاب می‌کنم.

سواد رسانه‌ای

سواد رسانه‌ای

در موضوع حجاب، اگر قرار است انتقادی مطرح شود، این سؤال پیش می‌آید که چرا در دوره‌های پیشین چنین حواشی‌ای شکل نگرفت؟ حتی سال گذشته، شرایط به‌گونه‌ای بود که می‌توانست حاشیه‌سازتر هم باشد. به نظر می‌رسد گسترش سریع این واکنش‌ها را نمی‌توان صرفاً اتفاقی دانست.

با اندکی سواد رسانه‌ای می‌توان فهمید چرا به‌جای پرداختن به ده‌ها نکته جذاب، مثبت و الهام‌بخش، تمرکز رسانه‌ روی مواردی محدود و حساس معطوف شد. آیا کسی به اقدامات خیریه‌ای که در حاشیه این رویداد انجام شد توجهی کرد؟ یا به تأثیر اقتصادی آن بر جزیره کیش؟

کشورهای حاشیه خلیج فارس هر سال چندین ماراتن برگزار می‌کنند و ده‌ها هزار نفر را از سراسر جهان جذب می‌کنند. حال اگر در کشور ما برای ۵ هزار نفر چنین رویدادی برگزار شود، آیا کار نادرستی انجام شده است؟ رونق ایجادشده در حوزه پوشاک، گردشگری، آژانس‌های هواپیمایی، حمل‌ونقل، هتل‌ها و سایر خدمات، خود نشان‌دهنده یک چرخه اقتصادی قابل توجه است.

همچنین حضور افراد کم‌توان، ورزشکاران ویلچری، یا دعوت از کودکان بی‌سرپرست برای شرکت در این رویداد، از جمله اتفاقات ارزشمند و انسانی بود که کمتر دیده و گفته شد.

***

اگر من هم تجربه حضور در ماراتن سال گذشته را نداشتم، شاید من نیز در کنار میلیون‌ها نفر دیگر درگیر این حواشی می‌شدم. ای‌کاش همه منتقدان، حتی یک‌بار، حضور در این رویداد جذاب را تجربه کنند و با کوله‌باری از خاطره و تجربه به شهر خود بامی‌گشتند؛ آن‌گاه شاید متوجه میشدند که بسیاری از این حواشی، در برابر اصل ماجرا، ارزشی ندارند.

به امید ایرانی سالم‌تر و آزادتر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *